تبليغاتX
عرب سرخی

عرب سرخی

ما و انتخابات

 

۱- ايام انتخابات، فرصت مغتنمي است که بعيد مي دانم هيچ حزب و گروه و جريان فکري آن را ناديده بگيرد. در اين ايام که متناسب با هر انتخابات و شرايط خاص کشور، محدوده زماني آن مي تواند طولاني تر يا کوتاه تر شود، معمولاً قدرت «شنوايي» جامعه افزايش پيدا مي کند. چون بحث از انتخاب جديد مطرح است. طبقات مختلف از يک سو تاملي عميق تر در مورد خواسته هاي خود خواهند کرد و از سوي ديگر به پاسخ ها و راهکارهاي ارائه شده جريانات نيز با دقت بيشتر گوش خواهند داد. بنابراين ما هم از اين قاعده عمومي مستثني نيستيم و ارزش و اهميت اين ايام را مدنظر قرار داده و تلاش مي کنيم در اين فرصت که حوصله شنيدن و خواندن حرف ها و نظرات سياسي در جامعه و در عموم طبقات بيشتر است ما نيز ديدگاه هاي خود را به جامعه عرضه کنيم.

۲- فرض اوليه در شکل گيري احزاب اين است که جمعي داراي راهکاري براي اداره بهتر کشور و امور مردم هستند، لذا حزب تشکيل مي دهند. و انتخابات عرصه يي است براي عملياتي کردن «راهکار بهتر» بنابراين براي هر حزب سياسي و از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران يک فرض و ضرورت عقلي است که نيازي به استدلال ندارد. لذا سازمان همواره اعلام کرده است براي ما اصل شرکت در انتخابات است مگر اينکه شرايط را به گونه يي مهيا کنند که اين حضور يا «بي معني» شود يا «غيرممکن».

۳- هدف از شرکت در انتخابات معرفي فرد يا افراد توانمندي است که امکان ارائه و اجراي حداقلي از برنامه هاي جمع معرفي کننده را داشته باشد. تاکيد بر «حداقل» به اين معناست که با ملاحظه سلايق گوناگون و نظرات متشتت در جامعه انتظارات «حداکثري» راه به جايي نخواهد برد. معرفي نامزدهاي مختلف با برنامه هاي متفاوت و برگزاري مسابقه يي عادلانه ميان آنها، هدف عقلايي يک «انتخابات» است و معمولاً محل مناقشه که به هر ميزان يک جامعه از نظر سياسي توسعه پيدا کند از جدال هاي شکلي و ماهوي مسابقه کاسته و بر مناقشات محتوايي آن افزوده مي شود. به عنوان مثال در کشورهايي از جهان که امروزه داراي نظام انتخاباتي پيشرفته و جا افتاده هستند، کمتر (تاکيد مي کنم کمتر) دعوايي بر سر شکل برگزاري مسابقه، تقلب درون آن، شرايط نابرابر، رد صلاحيت و... مطرح مي شود و اساس رقابت بر تفاوت برنامه ها و سودمندي برنامه ها براي طبقات مختلف جامعه است که رقابت و افزايش و کاهش مقبوليت ها را تشکيل مي دهد.

۴- مع الاسف بايد پذيرفت که به رغم گذشت بيش از يکصد سال از مشروطيت و تجربه برگزاري انتخابات در کشور ما، هنوز هم مباحث و مجادلات ما شکلي است و کمتر توانسته ايم اين مرحله را پشت سر بگذاريم و به بحث راجع به برنامه ها و جهت گيري هاي طبقاتي آن بپردازيم. همچنين تبعيض آميز بودن قوانين، جناحي بودن ناظران که داوران اصلي مسابقه محسوب مي شوند، عدم اجراي نص قوانين اساسي و موضوعه، اعلام رسمي کارگزاران انتخاباتي به عدم باور به اصل انتخاباتي و زينتي دانستن اصل انتخابات، مداخلات غيرقانوني نهادهاي رسمي و حکومتي در انتخابات، جهت گيري هاي رسمي و شفاف در حمايت از برخي نامزدها و برنامه ها و... به عنوان بخشي از مشکلات صحنه مسابقه و رقابت، به شکل بسيار زننده يي خودنمايي و رخ نمايي مي کند. علاوه بر اين تصميم ها و رفتارهاي بسياري اتفاق مي افتد که زمينه برگزاري انتخابات را بعضاً تا حد «بي معني» شدن آن از بين مي برد. شايد در شرايطي که يک سوي رقابت از همه همراهي ها و ملاطفت هاي حاکميت براي استفاده از تريبون ها و رسانه هاي ملي برخوردار است و از رسانه ملي همچون يک ابزار حزبي استفاده مي کند و رقبا از حق داشتن حتی يک رسانه آن هم از نوع مکتوبش و نه ديداري - شنيداري آن هم به هزينه شخصي محروم باشد و بي هيچ دليل و منطقي و بي اعتنا به همين قوانين و مقررات ناقص از صدور مجوز خودداري مي کنند و اينکه در حالي که يک طرف همه دسترسي هاي مجاز و غيرمجاز به تسهيلات اقتصادي را داشته باشد و طرف ديگر در ليست سياه قرار داشته باشد نکته اين است که قبل از رسيدن به ميدان مسابقه و مواجهه با محدوديت هاي پيش گفته اساساً حقي براي شرکت در رقابت نداشته باشد.

۶- به رغم اين همه بناي سازمان شرکت در انتخابات است ولي براي شرکت در انتخابات خطوط قرمزي هم دارد و چنين نيست که هر چه پيش آيد باز هم در صحنه بماند. در حالي که سازمان و جبهه اصلاحات اين آمادگي را دارند که با عدم راي اعتماد مردم شکست بخورند اما هرگز حاضر نيستند در انتخاباتي شرکت کنند که با ساز و کارهاي معيني شکست از پيش قطعي شده را بپذيرند، به تعبير ديگر ما حاضر نيستيم صرفاً براي گرم کردن تنور انتخابات يا جلب رضايت اين و آن در انتخابات شرکت کنيم زيرا ما انتخاب شدن و انتخاب کردن را از حقوق مسلم همه شهروندان مي دانيم و نه چيزي ديگر.

اينکه کساني صحنه انتخابات را از قبل مهندسي کنند، نامزدهاي مقبول را با اعمال فشار از صحنه خارج کنند، با ساماندهي و برنامه ريزي ناظران يک سوي مسابقه را بر سر صندوق ها راه ندهند، ناظران بالاجبار پذيرفته را موقع شمارش آرا از صحنه بيرون کنند و نهايتاً شمارش آرا را دور از چشم اغيار سامان دهند و اساساً زمينه را به گونه يي آرايش و سازماندهي کنند که به دليل فقدان اطلاع از چند و چون ماجرا، زمينه حتي يک اعتراض ساده را هم منتفي کنند ديگر نمي توان از انتخابات بحث کرد.

تصور کنيد براي يک مسابقه فوتبال اگر تمام يا تعدادي از بازيکنان يک تيم از قبل دستگير يا مضروب و مجروح شوند، کفش و لباس آنها به آتش کشيده شود، داور مسابقه مقررات را براي دو تيم متفاوت اجرا کند و در نهايت آنچه در زمين اتفاق افتاده در اعلام نتيجه منظور نشود آيا مي توان بر آن نام مسابقه نهاد. آنچه به نام انتخابات و زيرنظر هيات نظارت برگزار مي شود، بي شباهت به آن مسابقه فوتبال نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 13:44  توسط عرب سرخی  |